توضیحات
نرگس از آینه می ترسد. فوبیای آینه دارد. برای همین ما هیچ آینه ای در خانه نداریم. این ترس،حتی نرگس را پیش روانپزشک هم برده است.آن طور که خودش می گوید یک روز عصر،ترس دست او را گرفته برده پیش آقای جلیلی.می گفت وقتی به خودش آمده دیده که در مطب دکتر است.حالا چند ماهی می شود که قرص ها به جای او زندگی اش را اداره می کنند.قرص ها می گویند که کی باید بخندد و کی گریه کند.یا کی بخوابد. اگ دست خودش بود هیچ وقت از آن اتاق کوچک دم کرده که دیگران اسمش را تن، و او چار دیواری گذاشته پایش را برون نمی گذاشت.حالا هر روز قرص ها دست او را می گیرند و برای خرید یا پیاده روی به خیابان می برند.








Bategram –
از بهترین کتاب هایی است که خوانده ام و به جرعت میگویم، کتاب مورد علاقهام. تشبیه ها و آرایه ها و نماد ها و تصویر پردازی از ذهن آشفته در این کتاب نهایت نبوغ نویسندگی است. گاه فکر میکنی تو و نرگس و سلیمان همگی یکی هستید. پیشنهاد میکنم اگر این کتاب را میخوانید از هیچ یک از جملات به سادگی نگذرید. پشت همه کلماتی که فکر میکنید از فرط دیوانگیست، معنی ای نهفته است.
از پس خواندن این کتاب دنبال اثر های بیشتری از همین نویسنده یا اثر های مشابه بودم که واقعا هیچ کتاب دیگری اینقدر به دلم ننشست. امیدوارم بازهم به این سبک بنویسید آقای ساوجی.