اگر «فنتزما» شما را وارد دنیایی تاریک، جادویی و پر از بازیهای مرگبار کرد، «اینچنترا» قرار است همان جهان را از زاویهای تازه و با داستانی مستقل ادامه دهد. این رمان اثر کیلی اسمیت و با ترجمۀ فاطمه حامدیفر، جلد دوم مجموعۀ بازیهای شرورانه است؛ رمانی فانتزی، عاشقانه و تاریک که در آن عشق، جادو، خانواده، فریب و مرگ در یک بازی خطرناک به هم گره میخورند.
آمازون «اینچنترا» را بازگشتی به جهان «فنتزما» معرفی میکند و در عین حال تأکید دارد که داستان آن مستقل است. این کتاب با ترکیبی از فانتزی تاریک، عاشقانۀ پرکشش، دشمنانی که به عاشق تبدیل میشوند، اجبار به نزدیکی و یک بازی مرگبار، خیلی زود به یکی از آثار مورد توجه مخاطبان این ژانر تبدیل شد. در حال حاضر نسخۀ چاپی کتاب در آمازون امتیاز ۴٫۵ از ۵ را از بیش از ۴۵ هزار رأی دریافت کرده و آمازون آن را انتخاب ویراستاران در بخش رمان عاشقانه نیز معرفی کرده است.
جلد دوم «فنتزما»؛ اما با داستانی تازه

«اینچنترا» جلد دوم مجموعۀ بازیهای شرورانه و دنبالهای در جهان «فنتزما» است؛ همان دنیایی که جلد نخست آن با نام «فنتزما» توسط انتشارات کتاب کوله پشتی منتشر شده است.
بااینحال، قرار نیست با همان داستان جلد اول روبهرو شوید. «اینچنترا» شخصیتهای اصلی و فضای داستانی متفاوتی دارد و تمرکز آن بر ژنیو گریمل، خواهر او، و خانوادهای مرموز به نام سیلورهاست.
بنابراین اگر «فنتزما» را خواندهاید، ورود به «اینچنترا» برایتان جذابتر خواهد بود؛ چون با جهان مشترک، فضای تاریک و برخی ارتباطهای داستانی آشنا هستید. اما اگر هنوز جلد اول را نخواندهاید، ساختار مستقل داستان باعث میشود بتوانید «اینچنترا» را نیز دنبال کنید؛ هرچند خواندن «فنتزما» پیش از آن، تجربۀ کاملتری از جهان کیلی اسمیت به شما میدهد.
داستان اینچنترا از کجا شروع میشود؟
داستان با ژنیو گریمل آغاز میشود؛ دختری که پس از مرگ مادرش، با پرسشهایی بیپاسخ دربارهٔ خانواده و گذشتهاش تنها مانده است.
در همین شرایط، دعوتی مرموز از ایتالیا به دست او میرسد؛ دعوتی برای حضور در اینچنترا، قصری باشکوه و اسرارآمیز که گویی زمان در آن متوقف شده است.
ژنیو انتظار دارد با قصری مجلل، جادویی و رؤیایی روبهرو شود؛ اما خیلی زود متوجه میشود که پشت این ظاهر باشکوه، چیزی بسیار تاریکتر پنهان شده است.
در ورودی قصر، رووین سیلور منتظر اوست؛ مردی جذاب، سرد و خطرناک که نهتنها از ژنیو استقبال نمیکند، بلکه صراحتاً از او میخواهد آنجا را ترک کند.
اما ژنیو از آن دسته شخصیتهایی نیست که بهسادگی دستور کسی را بپذیرد.
او راه خودش را برای ورود پیدا میکند؛ تصمیمی که خیلی زود مشخص میشود بزرگترین اشتباه زندگیاش بوده است.
قصری که خودش یک شخصیت است
یکی از مهمترین جذابیتهای «اینچنترا»، فضای داستانی آن است.
قصر اینچنترا یک ساختمان معمولی نیست؛ هزارتویی از نقره، خارها، اتاقهای مرموز و فضاهای فریبنده است که خانوادهٔ سیلور را در خود گرفتار کرده است.
این قصر، محل یک بازی مرگبار است؛ بازیای که در آن هفت خواهر و برادر جاودانه گرفتار شدهاند و تنها یک نفر میتواند زنده بماند.
در این میان، شیطان و تماشاگران هولناک او نیز بازی را زیر نظر دارند.
به همین دلیل، قصر در «اینچنترا» فقط پسزمینۀ داستان نیست. معماری، فضای بسته، اتاقهای پنهان، مسیرهای فرار و حس دائمیِ تحت نظر بودن، همگی در ایجاد تعلیق نقش دارند و فضای گوتیک و تاریک کتاب را شکل میدهند.
یک بازی مرگبار؛ فقط یک نفر زنده میماند
قانون بازی ساده اما بیرحمانه است:
هفت عضو خانوادۀ سیلور در یک بازی مرگبار گرفتار شدهاند و تنها یک نفر میتواند زنده بماند.
آنها باید پنهان شوند، شکار کنند و از یکدیگر فرار کنند؛ در حالی که نیروهایی شیطانی و تماشاگرانی مرموز بر بازی نظارت دارند.
ورود ژنیو همهچیز را تغییر میدهد.
او قرار نبوده بخشی از این بازی باشد، اما حالا دیگر راه برگشتی ندارد. تنها راه نجات، پیوستن به بازی است.
و اینجاست که نقش رووین اهمیت پیدا میکند.
او به ژنیو هشدار میدهد که خطرناکترین عضو خانواده است و همیشه پیروز میشود؛ اما در عین حال، به او پیشنهاد میکند که برای افزایش شانس زنده ماندن، بهعنوان همسر او وارد بازی شود.
آنها باید دیگران را متقاعد کنند که واقعاً عاشق یکدیگرند.
مشکل اینجاست که هر دو میدانند این عشق ظاهری است… یا دستکم قرار بوده ظاهری باشد.
از دشمنی تا عشق؛ قلب تپندۀ داستان
اگر از آن دسته خوانندگانی هستید که عاشق الگوی دشمنان تا عاشقان هستند، «اینچنترا» دقیقاً یکی از همان رمانهایی است که این مضمون را به مرکز داستان میآورد.
ژنیو و رووین از همان ابتدا به یکدیگر اعتماد ندارند.
رووین سرد، مغرور و مرموز است و ژنیو نیز حاضر نیست اجازه دهد کسی برایش تصمیم بگیرد. اما شرایط بازی باعث میشود این دو مجبور شوند به یکدیگر نزدیک شوند.
آنها باید در مقابل دیگران نقش یک زوج عاشق را بازی کنند؛ درحالیکه هرکدام رازهایی برای پنهان کردن دارند.
این نزدیکی اجباری، بهتدریج مرز میان تظاهر و احساس واقعی را از بین میبرد و یکی از مهمترین کشمکشهای عاشقانۀ داستان را شکل میدهد.
در نتیجه، «اینچنترا» فقط یک رمان فانتزی نیست؛ بلکه برای علاقهمندان به رمان عاشقانۀ فانتزی، عاشقانۀ تاریک و داستانهای دشمنان تا عاشقان نیز جذابیت زیادی دارد.
وقتی عشق خودش میتواند خطرناک باشد
جملۀ کلیدی داستان این است:
«هرگز به قلبت اعتماد نکن.»
این جمله فقط یک هشدار عاشقانه نیست؛ بخش مهمی از منطق دنیای اینچنتراست.
در جهانی که هرکس میتواند دشمن باشد، اعتماد کردن یک خطر واقعی است. ژنیو نمیتواند مطمئن باشد رووین چه چیزی را پنهان میکند و رووین نیز دلایل خودش را برای بیاعتمادی دارد.
از سوی دیگر، بازی باعث میشود شخصیتها دائماً میان زنده ماندن و دل باختن گرفتار شوند.
اگر ژنیو بیش از حد به رووین اعتماد کند، ممکن است جانش را از دست بدهد؛ اما اگر به او اعتماد نکند، شاید هیچ شانسی برای پیروزی نداشته باشد.
همین تضاد، کشش عاشقانۀ کتاب را با تعلیق داستانی آن پیوند میدهد.
فانتزی تاریک با حالوهوای گوتیک
«اینچنترا» برای مخاطبانی ساخته شده که از فانتزیهای روشن و کلاسیک فاصله گرفتهاند و به دنبال داستانهایی با فضای تاریک، گوتیک، مرموز و خطرناک هستند.
قصر نفرینشده، موجودات شیطانی، جاودانگی، بازی مرگ، خانوادهای گرفتار، رازهای قدیمی، آینهها، سایهها و فضای خفهکنندۀ عمارت، همگی به کتاب حالوهوایی گوتیک میدهند.
بررسیهای منتشرشده نیز بارها به فضای ترسناک و خفقانآور کتاب اشاره کردهاند؛ فضایی که در کنار عاشقانه و فانتزی، لایهای از وحشت و خشونت نیز ایجاد میکند.
چرا اینچنترا برای طرفداران فنتزما جذاب است؟
«فنتزما» خوانندگان را با خانوادۀ گریمل، دنیای شیطان و بازیهای مرگبار آشنا کرد. در «اینچنترا»، این جهان گستردهتر میشود و خانوادۀ دیگری با گذشتهای تاریک وارد مرکز داستان میشود.
در نتیجه، خواننده دوباره همان ترکیب جذاب را پیدا میکند:
فانتزی تاریک + عاشقانه + جادو + بازی مرگبار + شخصیتهای خاکستری + فضای گوتیک.
اما این بار محیط داستان تغییر کرده و به جای تمرکز بر آزمونهای «فنتزما»، با یک بازی شکار و پنهانشدن در قصری نفرینشده روبهرو هستیم.
یکی از منتقدان نیز دقیقاً همین تفاوت را برجسته کرده و نوشته است که «اینچنترا» با وجود شباهتهایی که به «فنتزما» دارد، داستانی متفاوت با محیط و فضای تازه ارائه میدهد.
نظرات خوانندگان دربارهٔ اینچنترا؛ آیا از فنتزما بهتر است؟
بازخورد خوانندگان نشان میدهد که «اینچنترا» توانسته مخاطبان زیادی را با خود همراه کند، هرچند مقایسۀ آن با «فنتزما» یکی از موضوعات پرتکرار در میان خوانندگان است.
در گودریدز، کتاب امتیازی حدود ۴٫۳ از ۵ با بیش از ۱۵۰ هزار رأی دارد و نزدیک به ۲۰ هزار نقد برای آن ثبت شده است؛ حدود ۸۶ درصد رأیدهندگان نیز به کتاب چهار یا پنج ستاره دادهاند. این آمار نشان میدهد استقبال از کتاب بسیار گسترده بوده است.
یکی از خوانندگان پرمخاطب گودریدز نوشته است که کتاب را بسیار سریع و مشتاقانه خوانده و با وجود اینکه هنوز «فنتزما» را کمی بیشتر دوست داشته، «اینچنترا» را بسیار سرگرمکننده و متفاوت دانسته است. او بهخصوص فضای جهان داستان و مکانهای مختلفی را که کیلی اسمیت خلق کرده، تحسین کرده است.
در مقابل، برخی خوانندگان دقیقاً برعکس عمل کردهاند و «اینچنترا» را حتی بیشتر از «فنتزما» دوست داشتهاند. در بحثهای خوانندگان، از فضای بازی، رابطۀ ژنیو و رووین و ترکیب عاشقانه و فانتزی بهعنوان نقاط قوت یاد شده است.
البته همۀ واکنشها مثبت نیستند. بعضی خوانندگان معتقدند ریتم داستان در بخشهایی تکراری میشود یا پایانبندی به اندازۀ جلد اول تأثیرگذار نیست. برخی نیز گفتهاند اگر کسی انتظار داشته باشد «اینچنترا» دقیقاً همان تجربۀ «فنتزما» را تکرار کند، ممکن است ناامید شود؛ زیرا داستان، شخصیتها و فضای آن متفاوت است.
بنابراین میتوان گفت مهمترین اجماع میان خوانندگان این است: «اینچنترا» برای کسانی که عاشق فضای فانتزی تاریک، عاشقانۀ پرتنش و بازیهای مرگ هستند، انتخاب بسیار جذابی است؛ اما نباید انتظار داشت دقیقاً همان فرمول «فنتزما» را تکرار کند.
اینچنترا چقدر عاشقانه است؟
یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب، رابطۀ میان ژنیو و رووین است.
رابطۀ آنها بر پایۀ نزدیکی اجباری، تظاهر به عشق، بیاعتمادی و کشش متقابل شکل میگیرد. این ترکیب باعث میشود بخش عاشقانۀ داستان همزمان با خط اصلی فانتزی پیش برود.
در بررسیهای خوانندگان و منتقدان، مضمونهایی مانند دشمنان تا عاشقان، عشق ممنوع، ازدواج مصلحتی، نزدیکی اجباری و شخصیت مرد خاکستری از ویژگیهای اصلی کتاب دانسته شدهاند.
به همین دلیل، اگر از رمانهایی لذت میبرید که در آن عشق در شرایط عادی شکل نمیگیرد و شخصیتها مجبورند میان اعتماد و بیاعتمادی تصمیم بگیرند، «اینچنترا» میتواند انتخاب بسیار مناسبی باشد.
کیلی اسمیت؛ نویسندۀ دنیای فانتزیهای تاریک و عاشقانه
کیلی اسمیت نویسندهای است که آثارش بهشدت با فانتزی، جادو و عاشقانههای پرتنش گره خوردهاند. «فنتزما» نقطۀ عطف مهمی در مسیر حرفهای او بود و موفقیت آن باعث شد نام او در میان نویسندگان محبوب ژانر رومانتسی بیشتر دیده شود.
در معرفیهای منتشرشده از او، علاقهاش به جهانهای جادویی و تأثیر فضای افسانهای محل رشدش در لوئیزیانا بر آثارش مورد اشاره قرار گرفته است. او همچنین نویسندۀ مجموعۀ «بازیهای شرورانه» و مجموعۀ دیگری با عنوان «سرنوشتهای بیرحم» است.
چرا «اینچنترا» یک رمان معمولی فانتزی نیست؟
یکی از جذابترین ویژگیهای این کتاب، ترکیب چند ژانر متفاوت است.
شما همزمان با یک رمان فانتزی تاریک، یک عاشقانۀ پرکشش، یک داستان گوتیک و یک بازی مرگبار روبهرو هستید.
اگر تنها بخش عاشقانۀ داستان را دنبال کنید، کشمکش میان ژنیو و رووین شما را با خود همراه خواهد کرد.
اگر به فانتزی علاقه داشته باشید، جهان جادویی، خانوادهٔ سیلور و نیروهای شیطانی توجه شما را جلب میکنند.
اگر طرفدار داستانهای پرتعلیق باشید، بازی مرگبار و قانون «تنها یک نفر زنده میماند» کشش داستان را حفظ میکند.
و اگر از فضای گوتیک لذت ببرید، قصر اینچنترا و رازهایش یکی از مهمترین نقاط قوت کتاب خواهد بود.
همین ترکیب چندلایه است که باعث شده «اینچنترا» در میان آثار جدید ژانر فانتزی عاشقانه جایگاه قابل توجهی پیدا کند.
ویژگیهای برجستۀ کتاب
- جلد دوم مجموعۀ «بازیهای شرورانه» و بازگشت به جهان «فنتزما»
- داستانی مستقل با شخصیتهای اصلی تازه
- فانتزی تاریک با فضای گوتیک
- عاشقانۀ پرکشش و پرتنش
- مضمون محبوب دشمنان تا عاشقان
- نزدیکی اجباری و تظاهر به عشق
- بازی مرگبار میان هفت خواهر و برادر جاودانه
- قصری نفرینشده با فضایی رازآلود و خفقانآور
- حضور شیطان و تماشاگران مرموز
- شخصیتهای خاکستری و رازهای خانوادگی
- مناسب برای علاقهمندان به رمانهای فانتزی، عاشقانه و گوتیک
اینچنترا برای چه کسانی مناسب است؟
اگر از «فنتزما» لذت بردهاید، «اینچنترا» یکی از طبیعیترین انتخابها برای ادامۀ این جهان است.
اما این کتاب فقط برای طرفداران جلد اول نیست. اگر به این نوع داستانها علاقه دارید، احتمالاً با آن ارتباط برقرار خواهید کرد:
- رمان عاشقانۀ فانتزی
- فانتزی تاریک
- رمان گوتیک
- رومانتسی
- عاشقانههای دشمنان تا عاشقان
- داستانهای عشق ممنوع
- رمانهای ازدواج مصلحتی
- داستانهای بازی مرگ و بقا
- قصرهای نفرینشده و خانههای تسخیرشده
- شخصیتهای مرد خاکستری و مرموز
- داستانهای پرتعلیق و پرکشش
چرا باید «اینچنترا» را بخوانیم؟
«اینچنترا» برای خوانندهای ساخته شده که از ترکیب عشق و خطر لذت میبرد؛ برای کسی که دوست دارد در یک صفحه با یک صحنۀ عاشقانه روبهرو شود و چند صفحه بعد، شخصیتهای داستان را در یک بازی مرگبار دنبال کند.
قصر نفرینشده، خانوادۀ جاودانه، شیطان، بازی شکار و پنهانشدن، رازهای خانوادگی و رابطۀ پرتنش ژنیو و رووین، مجموعهای از عناصر را کنار هم قرار میدهند که «اینچنترا» را به یک رمان فانتزی عاشقانۀ تاریک و پرتعلیق تبدیل میکنند.
و شاید مهمتر از همه، این کتاب فرصتی است برای بازگشت به جهانی که با «فنتزما» آغاز شد؛ جهانی که کیلی اسمیت در آن عشق همیشه خطرناک است، اعتماد میتواند به قیمت جان تمام شود و گاهی برای زنده ماندن، باید وانمود کنید قلبتان را به کسی دادهاید که نباید هرگز به او اعتماد کنید.
برای خوانندگان فارسیزبان، «اینچنترا» با ترجمۀ فاطمه حامدیفر و انتشار توسط انتشارات کتاب کوله پشتی فرصتی است تا پس از «فنتزما»، بخش دیگری از جهان «بازیهای شرورانه» را تجربه کنند؛ جهانی تاریک، جادویی و عاشقانه که در آن قلب، شاید خطرناکترین چیزی باشد که میتوانید به آن اعتماد کنید.




